شماره ۵۴ - بر رخش «زلف» عاشق است چو من
بر رخش زلف عاشق است چو من
لاجرم همچو منش نیست قرار
من و زلفین او نگونساریم
او چرا بر گل است و من بر خار؟
همچو چشمم توانگر است لبم
آن به لعل، این به لؤلؤ شهوار
تا به خاک اندرت نگرداند
خاک و ماک از تو بر ندارد کار
رگ که با پیشیار بنمایی
دل تو خوش کند به خوش گفتار
باد یک چند بر تو پیماید
اند کاو را روان بود بازار
لعل می را ز درج خم برکش
در کدو نیمه کن، به پیش من آر
زن و دخترش گشته مویه کنان
رخ کرده به ناخنان شدکار


با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهی دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه
حاشیهها
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
حمیدرضا نوشته:
با استناد به یک نسخهی چاپی (گزیدهی اشعار رودکی - دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری، نشر علم ۱۳۷۳ ، ص ۱۴۵) این تغییرات اعمال شد:
بیت ۳: لل -> لؤلؤ
بیت ۵: رک، که با اندشار بنمایی -> رگ که با پیشیار بنمایی
بیت ۶: اندر آتش روا شود بازار -> اند کاو را روان بود بازار
بیت ۷: پرکش -> برکش
در توضیح بیت ۵ آمده: در نسخهی نفیسی چنین است: رک که با اندشار بنمایی. نفیسی نسخه را نادرست و شعر را بیمعنی میداند. در صحاح الفرس چنین است: دل که با پیشیار بنمایی. متن ما تلفیقی از نسخهی نفیسی و صحاح الفرس است.
در توضیح بیت ۶ آمده: اَند : سخن گفتن به شک و گمان که یا چنین است یا چنان (برهان)، شاید، احتمالاً. دهخدا «اند» را به معنی شکر و حمد و امید و «خداکناد» دانسته ، و کلمهی «سکر» را که در نسخهی بدل لغت فرس آمده، شکر خوانده است. (مجلهی یغما، سال ۳، ص ۴۸۳).
در بیت آخر «شـُـدکار» یک کلمه است به معنی «شیار، شکاف زمین برای زراعت»