گنجور

شماره ۳۴

 
رودکی
رودکی » قصاید و قطعات
 

فرشته را ز حلاوت دهان پر آب شود

چو از حرارت می‌دلبرم لبان لیسد

روان ز دیده‌ی افلاکیان شود جیحون

نصال تیرت اگر قبضه‌ی کمان لیسد

به خاک خفته‌ی تیغ تو از حلاوت زخم

زبان برآورد و زخم را دهان لیسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.