شماره ۱۵
به سرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست
زیر خاک اندرونت باید خفت
گر چه اکنونت خواب بر دیباست
با کسان بودنت چه سود کند؟
که به گور اندرون شدن تنهاست
یار تو زیر خاک مور و مگس
چشم بگشا، ببین: کنون پیداست
آن که زلفین و گیسویت پیراست
گر چه دینار یا درمش بهاست
چون ترا دید زردگونه شده
سرد گردد دلش، نه نابیناست


با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهی دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه
حاشیهها
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
حمیدرضا نوشته:
کلمهی «سپنج» به معنی ناپایدار و گذرا است که از ریشهی پهلوی aspanj میآید و در اصل به معنی مهمانی و اقامت موقتی در جایی است و با سه و پنج ارتباطی ندارد (گزیدهی اشعار رودکی - دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری، نشر علم ۱۳۷۳، ص ۱۲۹).