گنجور

شمارهٔ ۱

 
رودکی
رودکی » قصاید و قطعات
 

گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور

بزنم نعره ولیکن ز تو بینم هنرا

اثر میر نخواهم که بماند به جهان

میر خواهم که بماند به جهان در اثرا

هر که را رفت، همی باید رفته شمری

هر که را مرد، همی باید مرده شمرا

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فریدون راد نوشته:

یادم می آید حدود ده دوازده سال پیش در تهران در یکی از شرکت های کامپیوتری مجموعه ای از اشعار ۹ شاعر بزرگ سنتی ایرانی را کار کردیم به اتفاق جمعی از دوستان به نام دیوان فرزانگان که این حقیر در آن مجموعه از پدر شعر پارسی جناب رودکی اشعاری را دکلمه نمودم که یادگار بماند. امروز که این بخش از این سایت و اشعارش را دیدم یاد و خاطره خوش ولی سخت آن روز ها در ذهنم مجسم شد و نا خود آگاه خواستم به تلاش آن موقع دوستانم برای خلق آن اثر دست مریزادی گفته باشم و همچنین به دوستان سایت گنجور هم آفرین گفته و خسته نباشید عرض کنم. پیشنهاد می کنم از تلاش دیگران هم در این زمینه یادی شده و صفحه ای را به آن ها اختصاص دهید. متشکرم!

محمد نوشته:

با سلام بسیار زیبا بود با سپاس

شهرام نوشته:

بسیار شهر زیبا و فرح بخشی ست. مانند تمامی اشعار بینظیر فارسی. زنده باد ایران

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام