گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰

 
رضی‌الدین آرتیمانی
رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات
 

چون دم از سودای جانان میزنم

آتش اندر آب حیوان میزنم

شور لیلی طاقتم را طاق کرد

همچو مجنون بر بیابان میزنم

جرعهٔ دردی بصد خون جگر

میکنم پیدا و پنهان میزنم

میکشم آهی بیاد لعل او

آتش اندر آب حیوان میزنم

گر چه مستم راه مسجد میروم

گر چه گبرم لاف ایمان میزنم

بی‌نیـٰازم دار و معذورم اگر

خنده بر ناز طبیبان میزنم

عشقم اسباب بزرگی کرده ساز

تکیه بر جای بزرگان میزنم

داغ را هم داغ مرهم مینهم

زخم را هم زخم بر جان میزنم

گریه بر تاج فریدون میکنم

خنده بر تخت سلیمان میزنم

بر سر دریای خون جولان زنم

بی تو گر مژگان به مژگان میزنم

پادشاه وقت خویشم چون رضی

مهر طغرا را انالان میزنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام