گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵

 
رضی‌الدین آرتیمانی
رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات
 

تا بسر شوری از آن زلف پریشان دارم

نه سر کفر و نه اندیشهٔ ایمان دارم

پرده بردار که تا بر همه روشن گردد

کز چه رو مذهب خورشید پرستان دارم

پیرم از رشک و شد آمیخته با جان غم یار

یوسف و گرگ به یک چاه به زندان دارم

با خیال رخت آسوده‌ام از محنت هجر

همره نوح، چه اندیشه ز طوفان دارم

ای رضی روزی کافر نشود امنی کو

این خجالت که من از گبر و مسلمان دارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شبدیز نوشته:

لطفا وزن یابی کنین اشعار را

با سپاس

نگین شکروی نوشته:

با درود وسپاس فراوان
وزن این شعرفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) می باشد.

سجاد صادق وند نوشته:

هواللطیف

بسیار غزل زیبایی بود.و تاثیر گذار

کانال رسمی گنجور در تلگرام