گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳

 
رضی‌الدین آرتیمانی
رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات
 

پلاس تن به بر، از دست غم قبا کردم

به این لباس برش عرض مدعا کردم

نماند حاجت کس ناروا نمیدانم

که گفت یا رب یا رب که من دعا کردم

هزار حیف ندانی که دور از تو بمن

چها گذشت و چها دیدم و چها کردم

نبود غیر کمالت بهر چه کردم گوش

مه جمال تو دیدم چو چشم وا کردم

جهان ز حرف تو پر بود تا بدم خاموش

بریده باد زبانم سخن چرا کردم

به اتفاق رضی آمدم به طوف درت

تو را ندیدم آنجا و کربلا کردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام