گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹

 
رضی‌الدین آرتیمانی
رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات
 

همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم

همه در هم گذرد هر مه و سال و شب و روزم

وصل و هجرم شده یکسان همه از دولت عشقت

چه بخندم چه بگریم چه بسازم چه بسوزم

گفتنی نیست که گویم ز فراقت به چه حالم

حیف و صد حیف که دور از تو ندانی به چه روزم

دست و پایم طپش دل همه از کار فکنده

چشم بر جلوهٔ دیدار نیفتاده هنوزم

غصهٔ‌ بی‌غمیم داغ کند ور نه بگویم

داغ بی‌دردیم از پا فکند ور نه بسوزم

رضیم، جملهٔ آفاق فروزان ز چراغم

همچو مه، چشم بدریوزهٔ خورشید ندوزم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

ایرج بسطامی » رقص آشفته (گلپونه ها) » تصنیف همه دردم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ولید نورزائی نوشته:

با سلام و درود فراوان!
در مصراع دوم از بیت آخر”زورم” غلط و
“روزم”صحیح است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

قد ِ آغوش ِ خودم نوشته:

بین نظیـــــــــــــــر بود.

کانال رسمی گنجور در تلگرام