گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲

 
رضی‌الدین آرتیمانی
رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات
 

یقین ما به خیٰال و گمان نمیگردد

گمان آن مکنیــــــدش که آن نمیگردد

بغیر نقش توام در نظر نمی‌آید

بغیر نام توام بر زبـــــــان نمیگردد

ز کفر ودین چه زنم دم که از تجلی دوست

دلم به این و زبانم به آن نمیگردد

به آستانهٔ او کس نمیگذارد سر

که آستانهٔ او آستان نمیگردد

چنان به گرد سر دوست باز میگردم

که پیل مست به هندوستان نمیگردد

من از کجٰا و ریا و ردا و سالوسی

تو آن مجو که رضی گرد آن نمیگردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام