گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸

 
رضی‌الدین آرتیمانی
رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات
 

شورت در سر خمار نگذاشت

شوقت در دل قرار نگذاشت

آسودهٔ روزگار بودیم

آن فتنهٔ روزگار نگذاشت

آرایش روزگار امروز

حسن تو به نو بهار نگذاشت

آن پیچش طره بر بنا گوش

در هیچ دلی قرار نگذاشت

بنمودن صحبت از گریبان

در هیچکس اختیار نگذاشت

بنگر که صفٰای آن بنا گوش

دل در بر گوشوار نگذاشت

حسن تو کسی ندید کو را

تا حشر به زیر بار نگذاشت

شد گرم به خواب مرگ چشمم

آن نرگس پر خمار نگذاشت

جان رفت، رضی ز غم کشد آه

باز این دل پر شرار نگذاشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام