گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶

 
رضی‌الدین آرتیمانی
رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات
 

مرا در دل غم جانانه‌ای هست

درون کعبه‌ام بتخانه‌ای هست

ز لب مهر خموشی بر ندارم

که در زنجیر من دیوانه‌ای هست

خراباتم ز مسجد خوشتر آید

که آنجا نالهٔ مستانه‌ای هست

نمیدانم اگر نار است اگر نور

همی دانم که آتش خانه‌ای هست

درخشان اختری شو گیتی افروز

و گر نه شمع در هر خانه‌ای هست

رضی گویی کجٰا آرام داری

کهن ویرانه، ماتم خانه‌ای هست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر نوشته:

تا به حال اسم آرتمیانی رو هم نشنیده بودم ولی با خوندن این شعر لذت زیادی بردم

قد ِ آغوش ِ خودم نوشته:

خیلی زیبا بود. :)

کانال رسمی گنجور در تلگرام