گنجور

ابنای روزگار

 
رهی معیری
رهی معیری » چند قطعه
 

یاری از ناکسان امید مدار

ای که با خوی زشت یار نه‌ای

سگدلان لقمه خوار یکدیگرند

خون خوری گر از آن شمار نه ا ی

همچو صبحت شود گریبان چاک

ای که چون شب سیاهکار نه‌ای

پایمال خسان شوی چون خاک

گر جهانسوز چون شرار نه‌ای

ره نیابی به گنج خانه بخت

جانگزا گر بسان مار نه‌ای

تا چو گل شیوه ات کم آزاری است

ایمن از رنج نیش خار نه‌ای

روزگارت به جان بود دشمن

ای که همرنگ روزگار نه‌ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
بیت اول “یاری از ناکسان…” وبیت دوم “سگدلان ” و “یکدگرند” وبیت سوم “همچو صبحت شود گریبان…” صحیح است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام