گنجور

همت مردانه

 
رهی معیری
رهی معیری » چند قطعه
 

در دام حادثات ز کس یاوری مجوی

بگشا گره به همت مشکل گشای خویش

سعی طبیب موجب درمان درد نیست

از خود طلب دوای دل مبتلای خویش

بر عزم خویش تکیه کن ار سالک رهی

واماند آن که تکیه کند برعصای خویش

گفت آهویی به شیر سگی در شکارگاه

چون گرم پویه دیدش اندر قفای خویش

کای خیره سر بگرد سمندم نمی رسی

رانی و گر چو برق به تک بادپای خویش

چون من پی رهایی خود می کنم تلاش

لیکن تو بهر خاطر فرمانروای خویش

با من کجا به پویه برابر شوی از آنک

تو بهر غیر پویی و من از برای خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

با درود وسپاس فراوان
در مصرع اول بیت دوم “نیست” و در مصرع دوم ” دوای دل مبتلای..” صحیح است. بیت سوم از قلم افتاده و بدینقرار است:
بر عزم خویش تکیه کن ار سالک رهی
واماند آن که تکیه کند برعصای خویش

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام