گنجور

نیروی اشک

 
رهی معیری
رهی معیری » چند قطعه
 

عزم وداع کرد جوانی به روستای

در تیره شامی از بر خورشید طلعتی

طبع هوا دژم بد و چرخ از فراز ابر

همچون حباب در دل دریای ظلمتی

زن گفت با جوان که از این ابر فتنه زای

ترسم رسد به گلبن حسن تو آفتی

در این شب سیه که فرو مرده شمع ماه

ای مه چراغ کلبه من باش ساعتی

لیکن جوان ز جنبش طوفان نداشت باک

دریادلان ز موج ندارند دهشتی

برخاست تا برون بنهد پای زآن سرای

کاو را دگر نبود مجال اقامتی

سرو روان چو عزم جوان استوار دید

افراخت قامتی که عیان شد قیامتی

بر چهر یار دوخت به حسرت دو چشم خویش

چون مفلس گرسنه به خوان ضیافتی

با یک نگاه کرد بیان شرح اشتیاق

بی آنکه از زبان بکشد بار منتی

چون گوهری که غلطد بر صفحه‌ای ز سیم

غلطان به سیمگون رخ وی اشک حسرتی

زآن قطره سرشک فروماند پای مرد

یکسر ز دست رفت گرش بود طاقتی

آتش فتاد در دلش از آب چشم دوست

گفتی میان آتش و آب است الفتی

این طرفه بین که سیل خروشان در او نداشت

چندان اثر که قطرهٔ اشک محبتی

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

بادرود وسپاس فراوان
لطفا” این موارد اصلاح شوند:
بیت پنجم: موج
بیت ششم:
برخاست تا برون بنهد پای زآن سرای
کو را دگر نبود مجال اقامتی
بیت هفتم:
سرو روان چو عزم جوان استوار دید
افراخت قامتی که عیان شد قیامتی
بیت نهم: زبان
دربیت دوازدهم نیز بر طبق نسخه ای که هم اکنون در دسترس من است(دیوان رهی معیری،انتشارات نگاه،سال ۱۳۸۵)، بجای “نسبتی”، “الفتی” نوشته شده که کلام را بسیار دلنشین تر می کند.

پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما تصحیح شد. نسخهٔ در اختیار من هم (کلیات رهی/انتشارات زوار) «الفتی» آورده بود.

سید جواد رضوانی نوشته:

این مصرع را جهت درک بیشتر زیبایی آن اینگونه بنویسید : ای مه چراغ کلبه ی من ! باش ساعتی

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام