گنجور

در ماتم صبحی

 
رهی معیری
رهی معیری » رباعیها
 

دردا که بهار عیش ما آخر شد

دوران گل از باد فنا آخر شد

شب طی شد و رفت صبحی از محفل ما

افسانه افسانه سرا آخر شد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

این رباعی در سوگ فضل‌الله مهتدی معروف به “صبحی ” ،پایه‌گذار سنت قصه‌گویی برای کودکان در رادیوهای ایران ،سروده شده است

ویرایش جدید ساغر