گنجور

برق نگاه

 
رهی معیری
رهی معیری » غزلها - جلد چهارم
 

به روی سیل گشادیم راه خانهٔ خویش

به دست برق سپردیم آشیانهٔ خویش

مرا چه حد که زنم بوسه آستین ترا

همین قدر تو مرانم ز آستانهٔ خویش

به جز تو کز نگهی سوختی دل ما را

به دست خویش که آتش زند به خانهٔ خویش

مخوان حدیث رهایی که الفتی است مرا

به ناله سحر و گریه شبانهٔ خویش

ز رشک تا که هلاکم کند به دامن غیر

چو گل نهد سر و مستی کند بهانهٔ خویش

رهی به ناله دهی چند دردسر ما را؟

بمیر از غم و کوتاه کن فسانهٔ خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
لطفا”بیت پنجم بدینگونه اصلاح شود:
ز رشک تاکه هلاکم کند به دامن غیر
چوگل نهد سر و مستی کند بهانه ی خویش
همچنین درمصراع دوم بیت پنجم بجای نقطه باید “و” گذاشته شود

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

هاشمی نوشته:

لطفاً در مصراع اوّل ِ بیت دوّم کلمه ی « ترا» به این شکل « تورا » اصلاح شود

عبادالله رشیدزاده نوشته:

با درود .شاعر یک احساس درونی دارد که همه آن را نمی تواند در قالب غزل و یا هر نوع شعر دیگر بصورت کامد بیان کند و هر غزل و یا شعر در هر قالبی یک بیان بیرونی و یک بیان درونی دارد که بغیر از شخص شاعر دیگران قادر به فهم همه آن نیستند بنارر این دست بردن در شعر شاعران جفایی است کا در حق شاعر می شود بدون اینکه شاعر توان دباع داشتا باشد

کانال رسمی گنجور در تلگرام