گنجور

نغمهٔ حسرت

 
رهی معیری
رهی معیری » غزلها - جلد سوم
 

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم

در میان لاله و گل آشیانی داشتم

گرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وار

پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود

عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی

چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم

در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود

در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم

درد بی‌عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من

داشتم آرام تا آرام جانی داشتم

بلبل طبعم رهی باشد ز تنهایی خموش

نغمه‌ها بودی مرا تا همزبانی داشتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » یاد ایام » تصنیف "یاد ایام"

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رشید نوشته:

بیت چهارم را من به روایتی دیگر شنیده ام که به نظر هم از لحاظ معنایی هم از لحاظ ادبی زیباتر می رسد. چنین است:

چون سرشک از شوق بودم خاک بوس درگهی
چون غبار از شوق سر بر آستانی داشتم

همانطور که مشاهده می شود تقابل “چون سرشک” و “چون غبار” زیباتر و نشانه هوشمندی شاعر است. در حال حاضر نسخه مکتوبی برای مقایسه و ارجاع در دست ندارم. بررسی نمایید.


پاسخ: با تشکر، با استناد به کلیات رهی معیری چاپ انتشارات زوار ۱۳۸۷ و مطابق نظر شما «عشق را از شوق بودم خاک بوس درگهی» را با «چون سرشک از شوق بودم خاک بوس درگهی» جایگزین کردیم.

رضا-م نوشته:

این غزل با صدای استاد شجریان خوانده شده است.شعر و صدا هر دو ا سمانی و ماندگار.

محمد ب نوشته:

تو بیت آخر :بلبل طبعم کنون باشد ز تنهایی خموش

گود مشد نوشته:

بیت اول ودوم : عارف رهی معیری از زمانی که انسان در بهشت بود ودر محضر خدا زندگی می کرد واز تجلی حضور او بهر مند بودیاد میکند.

گودمشد نوشته:

آقای شمسالحق واژه گود مشد اصطلاحی است مر ابدال را.

شمس الحق نوشته:

جناب گود مشد متوجه و متشکر شدم . اما
آنچه شما درخصوص بیت اول و دوم شعر فرموده اید برداشت غیر مستند حضرتعالی است . بنظر حقیر شاعر بسادگی از دوران خوش جوانی خویش یاد میکند .

محمد ایلخانی زاده نوشته:

اگر ردیف داشتیم بود شعر زیبا تر میشد

نیما نوشته:

به نظر حقیر هم منظور شاعر دوران جوانی بوده نه عشق ربانی

دکتر مظلومی نژاد نوشته:

سلام و سپاس از زحمت کشان گنجور و ممنون که مدتی ست نظرات بنده را نیز منعکس می کنید!…زیبایی این غزل از خوانش آن معلوم می شود. شعر را باید با صدای بلند و حتی المقدور فردی خوش صدا و ادیب بخواند تا زیبایی آن بیشتر نمایان شود… اگر” داشتیم “در پایان ابیات بجای کلمه داشتم قرار بگیرد باید بعضی بخش های غزل مثل مصرع سوم تغییر بکند و به این دلیل این کار اشکال دارد.

علی عطارنژاد نوشته:

روایت گر روزهای خوش گذشته برای من.لذتی بی پایان میبرم از خواندن این غزل زیبا.قابل ذکر است استاد شجریان این غزل را در دستگاه شور در آلبومی به نام یاد ایام به همراهی تار داریوش پیرنیاکان،نی جمشید عندلیبی و تنبک همایون شجریان به صورت تصنیف اجرا کرده اند..شنیدن آن رابه اهل ادب و موسیقی پیشنهاد می نمایم…

مهدی نوشته:

آیا یاد ایامی که فغان داشتن چیز خوبی است که با آشیان داشتن با لاله و گل مقایسه و مقابله شود؟

کسرا نوشته:

روح رهی معیری عزیز شاد … او واقعا یک هنرمند به تمام معنا بود… نه تنها شاعر که ترانه سرا و مدتی هم مدیر جاوید برنامه گلها در رادبو بود .

دکتر مظلومی نژاد نوشته:

برادر عزیز مهدی درود بر شما … واژه فغان در معنی غالب “صدای شکوه ” است اما در معنی دوم بانک برآوردن است که این بانگ بر آوردن در این مصرع همان بانگ شادی می باشد …

کانال رسمی گنجور در تلگرام