گنجور

سوسن وحشی

 
رهی معیری
رهی معیری » غزلها - جلد سوم
 

دوش تا آتش می از دل پیمانه دمید

نیمشب صبح جهانتاب ز میخانه دمید

روشنی بخش حریق مه و خورشید نبود

آتشی بود که از باده مستانه دمید

چه غم ار شمع فرومرد که از پرتو عشق

نور مهتاب ز خاکستر پروانه دمید

عقل کوته نظر آهنگ نظر بازی کرد

تا پریزاد من امشب ز پریخانه دمید

جلوه ها کردم و نشناخت مرا اهل دلی

منم آن سوسن وحشی که به ویرانه دمید

آتش انگیز بود باده نوشین گویی

نفس گرم رهی از دل پیمانه دمید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

صفایی نوشته:

بیت دو:
روشنی بخش حریق مه و خورشید نبود

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

عباس نوشته:

بیت اول:
نیمشب صبح جهانتاب ز میخانه دمید

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سورنا نوشته:

این بیت /جلوها کردم و نشناخت مرا اهل دلی-منم آن سوسن وحشی که به ویرانه دمید / همیشه شاهپور بختیار زمزمزه میکرده.

soroush نوشته:

roohe jofteshoon shad ham rahi ham bakhtiar:X

هاشمی نوشته:

با سلام
در مصراع اوّل بیت سوّم « فرو مرده » صحیح تر است.
«چه غم از شمعِ فرومرده که از پرتو عشق»

نخعی نوشته:

باسلام مرحوم رهی معیری درسرودن بیت اول این غزل احتمالابه مضمون این بیت حافظ توجه داشته است.حافظ فرمود به نیمشب اگرت آفتاب می باید/ز روی دختر گلچهر رزنقاب انداز

صمیم نوری نوشته:

با سلام و احترام
می ش%

کانال رسمی گنجور در تلگرام