گنجور

بار گران

 
رهی معیری
رهی معیری » غزلها - جلد سوم
 

زندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیست

عمر جاویدان عذاب جاودانی بیش نیست

لاله بزم آرای گلچین گشت و گل دمساز خار

زین گلستان بهره بلبل فغانی بیش نیست

می کند هر قطره اشکی ز داغی داستان

گر چه شمعم شکوه دل را زبانی بیش نیست

آنچنان دور از لبش بگداختم کز تاب درد

چون نی اندام نحیفم استخوانی بیش نیست

من اسیرم در کف مهر و وفای خویشتن

ورنه او سنگین دل نامهربانی بیش نیست

تکیه بر تاب و توان کم کن در این میدان عشق

آن ز پا افتاده ای وین ناتوانی بیش نیست

قوت بازو سلاح مرد باشد کآسمان

آفت خلق است و در دستش کمانی بیش نیست

هر خس و خاری درین صحرا بهاری داشت لیک

سر به سر دوران عمر ما خزانی بیش نیست

ای گل از خون رهی پروا چه داری؟ کان ضعیف

پر شکسته طایر بی آشیانی بیش نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

mesraje dowome beide tschaharom(tschun nei)1

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

صفایی نوشته:

بیت شش:
تکیه بر تاب و توان کم کن در این میدان عشق
بیت هفت:

آفت خلق است و…

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

سید جواد نوشته:

سلام. این شعر رو ستار در آلبوم اشک در آواز دشتی اجرا کردند.

گمنام-۱ نوشته:

آسید جواد
این همه امیدو عشق به زندگی که در این غزل “کمر بندی ” موج میزند ، آدمی را بدین نتیجه میرساند که کسروی درست می گفت.
من نمی دانستم ستار در دشتی هم خوانده است!!

کانال رسمی گنجور در تلگرام