گنجور

پایان شب

 
رهی معیری
رهی معیری » غزلها - جلد دوم
 

رفت و نرفته نکهت گیسوی او هنوز

غرق گل است بسترم از بوی او هنوز

دوران شب ز بخت سیاهم بسر رسید

نگشوده تاری از خم گیسوی او هنوز

از من رمید و جای به پهلوی غیر کرد

جانم نیارمیده به پهلوی او هنوز

دردا که سوخت خار و خس آشیان ما

نگرفته خانه در چمن کوی او هنوز

روزی فکند یار نگاهی بسوی غیر

باز است چشم حسرت من سوی او هنوز

یکبار چون نسیم صبا بر چمن گذشت

می آید از بنفشه و گل بوی او هنوز

روزیکه داد دل به گل روی او رهی

مسکین نبود باخبر از خوی او هنوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بابک شبان نوشته:

دردا که سوخت خار و خس آشیان ما
نگرفته خانه در چمن کوی هنوز
بایدبصورت زیر باشد:
دردا که سوخت خار و خس آشیان ما
نگرفته خانه در چمن کوی « او » هنوز


پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام