گنجور

شب‌زنده‌دار

 
رهی معیری
رهی معیری » غزلها - جلد دوم
 

خاطر بی آرزو از رنج یار آسوده است

خار خشک از منت ابر بهار آسوده است

گر به دست عشق نسپاری عنان اختیار

خاطرت از گریه بی اختیار آسوده است

هرزه گردان از هوای نفس خود سرگشته اند

گر نخیزد باد غوغا گر غبار آسوده است

پای در دامن کشیدن فتنه از خود راندن است

گر زمین را سیل گیرد کوهسار آسوده است

کج نهادی پیشه کن تا وارهی از دست خلق

غنچه را صد گونه آسیب است و خار آسوده است

هر که دارد شیوه نامردمی چون روزگار

از جفای مردمان در روزگار آسوده است

تا بود اشک روان از آتش غم باک نیست

برق اگر سوزد چمن را جویبار آسوده است

شب سرآمد یک دم آخر دیده بر هم نه رهی

صبحگاهان اختر شب زنده دار آسوده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
دربیت پنجم کلمه ی “خلق” متعلق به مصرع اول است.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

ارجمندی نوشته:

مصرع دوم بیت سوم درستش این است
برنخیزد باد غوغا گر غبار آسوده است

سید حسن هاشمی نوشته:

با سلام
به نظر می رسد که علّت خوانش بد مصراع دوم در بیت سوم فاصله ای است که بین کلمه ی غوغا و پسوند گر افتاده است :
گر نخیزد باد غوغاگر غبار آسوده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام