گنجور

لبخند صبحدم

 
رهی معیری
رهی معیری » غزلها - جلد دوم
 

گر شود آنروی روشن جلوه گر هنگام صبح

پیش رخسارت کسی بر لب نیارد نام صبح

از بنا گوش تو و زلف تو ام آمد بیاد

چون دمید از پرده شب روی سیمین فام صبح

نیمشب با گریه مستانه حالی داشتم

تلخ شد عیش من از لبخند بی هنگام صبح

حواب را بدرود کن کز سیمگون ساغر دمید

پرتو می چون فروغ آفتاب از جام صبح

شست و شو در چشمه خورشید کرد از آن سبب

نور هستی بخش میبارد ز هفت اندام صبح

گر ننوشیده است در خلوت نبید مشک بوی

از چه آید هر نفس بوی بهشت از کام صبح ؟

میدود هر سو گریبان چاک از بی طاقتی

تا کجا آرام گیرد جان بی آرام صبح ؟

معنی مرگ و حیات ای نفس کوته بین یکیست

نیست فرقی بین آغاز شب و انجام صبح

این منم کز ناله و زاری نیاسایم دمی

ورنه آرامش پذیرد مرغ شب هنگام صبح

جلوه من یک نفس چون صبح روشن بیش نیست

در شکر خندی است فرجام من و فرجام صبح

عمر کوتاهم رهی در شام تنهایی گذشت

مردم و نشنیدم از خورشید رویی نام صبح

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

در بیت آخر
عمر کوتاهم رهی در شام تنهایی گذشت
تنهایی صحیح می باشد


پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

هاشمی نوشته:

باسلام
در بیت چهارم ، حرف « خ»کلمه ی «خواب» نقطه ندارد ؛لطفاً اصلاح شود.و مطلب دوّم اینکه تکواژ «می» در ابتدای افعال به صورت جدا نوشته شود بهتر است مثل : « میباشد» یا «میدود»

کانال رسمی گنجور در تلگرام