گنجور

زندان خاک

 
رهی معیری
رهی معیری » غزلها - جلد اول
 

با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام

نور مهتابم که در ویرانه ها افتاده ام

سایه پرورد بهشتم از چه گشتم صید خاک ؟

تیره بختی بین کجا بودم کجا افتاده ام

جای در بستان سرای عشق می‌باید مرا

عندلیبم از چه در ماتم سرا افتاده ام

پایمال مردمم از نارسایی های بخت

سبزه ی بی طالعم در زیر پا افتاده ام

خار ناچیزم مرا در بوستان مقدار نیست

اشک بی قدرم ز چشم آشنا افتاده ام

تا کجا راحت پذیرم یا کجا یابم قرار ؟

برگ خشکم در کف باد صبا افتاده ام

بر من ای صاحبدلان رحمی که از غمهای عشق

تا جدا افتاده ام از دل جدا افتاده ام

لب فرو بستم رهی بی روی گلچین و امیر

در فراق همنوایان از نوا افتاده ام

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
دربیت اول” در این” ـ دربیت سوم “می باید” ودربیت پنجم ” مقدار” صحیح است.
همچنین همانطورکه میدانیم دربیت آخر منظور شاعران بزرگوار “احمد گلچین معانی” و “امیری فیروز کوهی” می باشند.

پاسخ: با تشکر، طبق فرموده اصلاح شد.

یعقوب خاوری نوشته:

متأسفانه بیت سوم می باید هنوز اصلاح نشده است.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

م.مهاجر نوشته:

با عرض سلام
من فکر می کنم در بیت آخر منظور شاعر گلچین گیلانی و مهدی اخوام ثالث (م.امید) باشد و کلمه امید درست است نه امیر

پاسخ: اشتباه می‌کنید دوست عزیز، حاشیهٔ اول را بخوانید.

نگین شکروی نوشته:

شاعران بزرگوار ” احمد گلچین معانی” و ” امیری فیروزکوهی” ، از یاران نزدیک شادروان ” رهی معیری” بودند.چنانچه در غزلی دیگر چنین می سراید:
رهی ز لاله و گل نشکفد بهار مرا
بهار من گل روی امیر و گلچین است

کتابخانهٔ گنجور