گنجور

سوزد مرا سازد مرا

 
رهی معیری
رهی معیری » غزلها - جلد اول
 

ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند

بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند

زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم

غافل کند از بیش و کم فارغ ز تشویشم کند

نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد

با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند

سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا

وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند

بستاند ای سرو سهی! سودای هستی از رهی

یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا افتخاری » سرو سیمین » تصنیف سوز و ساز

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
دربیت دوم “فارغ ز تشویشم” ودربیت سوم “می خواهی” صحیح اند.

پاسخ: با تشکر، طبق فرموده اصلاح شد.

خلیل جعفری نوشته:

در بیت آخر : بستاند این سرو سهی … درست تر میباشد

پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما «ای» با «این» جایگزین شد.

نگین شکروی نوشته:

با درود وسپاس فراوان
در بیت آخر “ای” بنا بر نسخه ی اصلی صحیح میباشد که مخاطب,همان ساقی است که شعر خطاب به وی سروده شده است.

پاسخ: با تشکر، مطابق تحقیق شما کلمهٔ پیشین را بازگرداندیم.

عباس بروجردی نوشته:

در بیت آخر بجای بستاند این سرو سهی، بستاند آن سرو سهی بمراتب صحیحتر است چون از دلبری که در فکر شاعر است صحبت مکند

پاسخ: حاشیه‌های قبلی را ببینید.

اصغر نصزتی نوشته:

به نظر من آخرین بیت بدین قرار است:
بستاند سرو سهی! سودای …
چون معنی سرو سهی چنین است”
سرو سهی . [ س َرْ وِ س َ ] (اِخ ) نام لحن یازدهم از سی لحن باربد. (انجمن آرا) (برهان ) (رشیدی ) : برزند نارو بر سرو سهی سرو سهی برزند…
با خذق «ای» جمله معتی درسا خود را میابد.

پاسخ: با تشکر به خاطر اطلاعاتی که دادید، پیشنهاد شما مشکل وزنی دارد.

mostafa نوشته:

بستان ای سرو سهی یا بستاند این سرو سهی

حکیم نوشته:

به نظرم :
بستاند آن سرو سهی، صحیح تر و زیبا تر است.

رامین یوسفی نوشته:

مطرب کجا داند که ما… مستیم و بی ریب و ریا
سازی زند بر جان ما…. عاقل¬تر از پیشم کند
گوید که جمله جان شویم…. مست از می ِجانان شویم بادی در این طوفان شویم … کافر و بد کیشم کند
حافظ کند این ادعا… کاین عشق آسان و رها
لیکن فِتَد در مشکلا … بی پول و درویشم کند
مستیم و جان از تن جدا… روحیم و چون رنگ خدا
غافل ز کُنه ماجرا …. باده نه نوش..نیشم کند (ر.یوسفی)

محمود انصاری کلیبری نوشته:

باسلامی سرشار از ادب و احترام به حضور همه دوستان و اساتید ارجمند.
بنظر حقیر ، بیت ( بستاند ای سروسهی ……) کاملا درست و بودن ایراداست و دوستانی که ایراد گرفته و بجای ( ای) گفته اند (این)یا (آن ) بهتربود به کل شعر توجه نفرموده اند زیرا اگر به مطلع شعر توجه شود :
ساقی بده پیمانه ای ……
منظور استاد رهی از فاعل بستاند ، همان می یا پیمانه است
یعنی ای سروسهی همان پیمانه از رهی سودای هستی را بستاند
دوستان نازنین اگر کل غزل را درنظر بگیرند مسلما این اشکالات برطرف خواهد شد و ملاحظه خواهند فرمود که غزل استاد رهی وچکترین ایراد و اشکالی ندارد.

باتشکر از همه عزیزان

محمود انصاری کلیبری نوشته:

باسلام مجدد
از بزرگواران عزیز و گرامی بخاطر غلطهای تایپی بسیار پوزش میطلبم . چون باعجله نوشتم فرصت مرور نبود و نتونستم متن نوشته هامو اصلاح کنم.
باتشکر

سینا نوشته:

علیرضا افتخاری بی نظیرترین اجرا رو از این شعر داره
محمد معتمدی هم زیبا اجرا کرده

هادی خوشروی نوشته:

این شعر رهی معیری را محمد معتمدی آهنگ اش را خوانده بسیار زیباست حتما گوش کنید
http://www.iranseda.ir/fullGanjine/?g=1032021

کانال رسمی گنجور در تلگرام