گنجور

رنج نخست

 
پروین اعتصامی
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات
 

خلید خار درشتی بپای طفلی خرد

بهم برآمد و از پویه باز ماند و گریست

بگفت مادرش این رنج اولین قدم است

ز خار حادثه، تیه وجود خالی نیست

هنوز نیک و بد زندگی بدفتر عمر

نخوانده‌ای و بچشم تو راه و چاه، یکیست

ز پای، چون تو در افتاده‌اند بس طفلان

نیوفتاده درین سنگلاخ عبرت، کیست

ندیده زحمت رفتار، ره نیاموزی

خطا نکرده، صواب و خطا چه دانی چیست

دلی که سخت ز هر غم تپید، شاد نماند

کسیکه زود دل آزرده گشت دیر نزیست

ز عهد کودکی، آمادهٔ بزرگی شو

حجاب ضعف چو از هم گسست، عزم قویست

بچشم آنکه درین دشت، چشم روشن بست

تفاوتی نکند، گر ده است چه، یا بیست

چو زخم کارگر آمد، چه سر، چه سینه، چه پای

چو سال عمر تبه شد، چه یک، چه صد، چه دویست

هزار کوه گرت سد ره شوند، برو

هزار ره گرت از پا در افکنند، بایست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میتیل نوشته:

سلام مرسی از سایت خوبتون ،
میشه لطفا این بیت :
بچشم آنکه درین دشت، چشم روشن بست
تفاوتی نکند، گر ده است چه، یا بیست
رو معنی کنید ، بیشتر مصرع دوم رو متوجه نمیشم ،
ممنون

شبرو نوشته:

یعنی برای کسی که چشم هایش بسته است تفاوتی نمی کند که چاه های بین راه ۱۰، ۲۰ یا چند تا باشد. کسی که اطرافش را به درستی نبیند و آماده مقابله با خطرات نباشد، با کمترین حادثه ای از پای در خواهد آمد.

ناشناس نوشته:

هزار ره گرت از پا در افکنند، بایست

یعنی چه ؟

ادب نوشته:

@ناشناس،
هزار ره گرت از پا درافکنند بایست =
در پیمودن مسیر زندگی ایستادگی کن.

کانال رسمی گنجور در تلگرام