گنجور

بازی زندگی

 
پروین اعتصامی
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات
 

عدسی وقت پختن، از ماشی

روی پیچید و گفت این چه کسی است

ماش خندید و گفت غره مشو

زانکه چون من فزون و چون تو بسی است

هر چه را میپزند، خواهد پخت

چه تفاوت که ماش یا عدسی است

جز تو در دیگ، هر چه ریخته‌اند

تو گمان میکنی که خار و خسی است

زحمت من برای مقصودی است

جست و خیز تو بهر ملتمسی است

کارگر هر که هست محترمست

هر کسی در دیار خویش کسی است

فرصت از دست میرود، هشدار

عمر چون کاروان بی جرسی است

هر پری را هوای پروازی است

گر پر باز و گر پر مگسی است

جز حقیقت، هر آنچه میگوئیم

هایهوئی و بازی و هوسی است

چه توان کرد! اندرین دریا

دست و پا میزنیم تا نفسی است

نه تو را بر فرار، نیروئی است

نه مرا بر خلاص، دسترسی است

همه را بار بر نهند به پشت

کس نپرسد که فاره یا فرسی است

گر که طاوس یا که گنجشکی

عاقبت رمز دامی و قفسی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد همدرسی نوشته:

سپاس فراوان از تمامی عزیزانی که به گردآوری این سایت پرداختند…. مادربزرگ بنده با ۷۰ سال سن در خاطراتش این شعر را به یاد داشت …. اما گذر زمان رخصار خاطراتش را یوشانده بود اط روزمرگی… به لطف شما مسرورش ساختیم

سیروس نوشته:

به نظرم میاد که در آخرین مصراع، وزن شعر می‌افته. به نسخه ی چاپی دسترسی ندارم ولی شاید اینطور بوده:
عاقبت رمز دامی و در قفسی است

کانال رسمی گنجور در تلگرام