گنجور

جوجهٔ نافرمان

 
پروین اعتصامی
پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات
 

دوست گرامی آقای رضا سیمی این شعر را برای گنجور ارسال کرده‌اند که به گفتهٔ ایشان در کتابهای فارسی بچه‌ها چاپ شده بوده و بزرگترها از آن خاطره دارند و طبق نقل ایشان شاعر آن خانم اعتصامی است.

گفت با جوجه مرغکی هشیار

که ز پهلوی من مرو به کنار

گربه را بین که دم علم کرده

گوشها تیز و پشت خم کرده

چشم خود تا به هم زنی بردت

تا کله چرخ داده‌ای خوردت

جوجه گفتا که مادرم ترسوست

به خیالش که گربه هم لولوست

گربه حیوان خوش خط وخالیست

فکر آزارجوجه هرگز نیست

سه قدم دورتر شد از مادر

آمدش آنچه گفته بود به سر

گربه ناگاه ازکمین برجست

گلوی جوجه را به دندان خست

برگرفتش به چنگ و رفت چو باد

مرغ بیچاره از پیش افتاد

گربه از پیش و مرغ از دنبال

ناله‌ها کرد زد بسی پر و بال

لیک چون گربه جوجه را بربود

نالهٔ مادرش ندارد سود

گر تضرع کند وگر فریاد

جوجه را گربه پس نخواهد داد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

از زمان طفولیت این شعر را دوست داشته ام . الان فرزندی دارم به مثابه این جوجه . و گربه های زیادی زاده و رشد کرده اند. من مشابه مادر جوجه هستم و این جوجه این درک را ندارد

علی رییسی نوشته:

گربه همان آمریکا و اسراییل ودشمنان نظام اسلامی هستند و جوجه هم ملت مسلمان ایران و آن مرغک هشیار هم ولایت فقیه است (جنگ نرم)

حسن آقا نوشته:

با سلام
این شعر در کتاب های فارسی زمان قدیم چاپ شده بود اما شاعر آن مرحوم ایرج میرزا قید شده بود . همان که در مجموعه معظم شما جایش بسیار خالی است.

ناشناس نوشته:

همین قدر بگویم که این شعر از کودکی آنقدر در من تاثیر داشت که اکنون نیز برای دانش آموزانم می خوانم تا لذت ببرند و پند بگیرند.
معلمی ۵۵ ساله از کرج

نا نوشته:

حکایتی قدیمی است عزیز فرزند، چرا از تجربه بزرگتر پند نمیگیری ؟ حتما” باید سرت بیاد” بیا و از اونه که سرشون اومده بشنو و بپذیر، بد نمی بینی

دانش اموز نوشته:

واقعا که پروین اعتصامی شاعر فرهیخته و خوش ذوقی بوده است وباید از نتیجه داستان عبرت گرفت

کلمرتضی نوشته:

روانش شاد پروین اعتصامی
دبیر بازنشسته ای هستم واز این شعر لذت میبرم وهر از چند گاهی آنرا زم زمه میکنم و خاطرات گودکی برایم متصور میشود . از ترس گربه با خانواده به خارج پناه آورده ام چون یکی از جوجه هایم را در ایران گربه ربود وناچار بقیه را نجات دادم وهمیشه با خود می گویم
هر وقت از آشیانۀ خود یاد میکنم
نفرین به خانواده صیادمیکنم
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !

شروین پاداش پور نوشته:

با سلام
همه ی نظر ها رو خوندم .برای جوجه ی “کلمرتضی” متأسفم .
اما تا تعریفمون از گربه چی و “کی” باشه !!
فقط نمی دونم اگر منظور ایشون در لفافه بود (امیدوارم اینطور نبوده باشه) چرا گربه رو مثال زدن؟ تا جایی که می دونم ،گربه ی واقعی و اصولا” حیوانات شکارچی، تا گرسنه نباشن شکار نمی کن. ولی ددهای انسان نما ……….!!
و ما جوجه های زیادی داشتیم که اسیر و شکار این موجودات خبیث(از هر نوعی) شدن.
با احترام به همه ی نظرها .

یک دوست نوشته:

با احترام به همه عقاید دوستان و تاسف از ناکامی ها
به نظر این حقیر گربه پروین همان زمانه است که ما جوجه ها به زیبایی آن دلبسته ایم و تا چشم به هم بزنیم زمانه عمر ما را در ربوده و دیگر باز نخواهیم گشت

احمدی نوشته:

کلاس فارسی سال دوم ابتدائی سال تحصیلی ۴۴-۴۵ دبستان دولتی حکمت در تبریز .واقعا برای ما بچه ها این شعر ملموس بود چون آن زمان در بیشتر خانه ها مرغ نگهداری میکردند و بعداز چاق وچله شدن آنرا می بریدند.مثل امروز نبود که توی هر محلی مغازه مرغ فروشی باشد. بعضی خانه ها (البته خیلی کم) جوجه هم می گرفتند. افسوس که حالا بجای این شعر ها چی توی کتابهای درسی بچه ها می گنجانند.

میمند نوشته:

اینقدر شعر را دوست دارم که برای هم کارانم همیشه تکرار میکنم ویاد مدرسه صخره ای روستای میمند شهربابک میافتم

محمدامین عبدالهی نوشته:

من همان جوجه ی هشت ساله هستم و تصمیم گرفتم به حرف پدر و مادرم گوش بدهم.

خ.خ نوشته:

با تشکر از زحمات شما. من خاطرۀ خیلی خوبی از این شعر دارم و از کودکی برای بچه هایم این شعر را می خواندم . شکر خدا بچه هایم الان فوق لیسانس گرفته اند و فرزند گوچک من هم الان دانشجو هست. و این خاطرات نه تنها برای من، که برای آنها نیز خاطره انگیزست.

ناشناس نوشته:

پروین اعتصامی یا ایرج میرزا؟

سید غبدالرضا بلادی نوشته:

چقدر شعر حکیمانه ودلسوزانه ودل نشینیست. ایکاش هنوز هم درکتابها اینگونه قصه های خوب وروحبخش را میدیدیم تا مردم از کتاب و کتابخواندن واز حکمت و انسانیت واز دین ومعنویت زده نمیشدند و راه خشونت را، بجای مهر و عطوفت پیش نمیگرفتن
آخر انصاف بدهید آیا این خزعبلاتی که امروزه در کتابها نوشته میشود مفیدتر هست یا امثال این شعر دلنواز؟؟ خب چرا ؟ چرا؟ چرا؟

سید علی شاه زاده احمدی نوشته:

جدا جالب بود توانستم این شعر که در زمان‌تحصیل در کتاب فارسی خوانده بودم توانستم پیدا کنم اما بنطرم اخرش بیتیست که برای انکه بچهابحرف مادر گوش دهند نیم بیت اول یادم نیست اما دوم . بچه جان حرف مادرت بشنو بوده که در اینجا ندیدم با تشکر فراوان از زحمات بسیار ارزنده شما

سید علی شاه زاده احمدی نوشته:

اخر شعر بچه جان حرف مادرت بشنو را ندیدم با سپاس

سید علی شاه زاده احمدی نوشته:

چرا شعر کامل نیست اخر شعر. بچه جان حرف مادرت بشنو نیست

ناآشنا نوشته:

احمدی جان
اینقدر اصرار نفرما
آنچه میگویی از ایرج میرزاست
به علی گفت مادرش روزی که بترس و کنار حوض مرو
رفت و افتاد ناگهان در حوض بچه جان حرف مادر‌ت بشنو
نا آشنا

ناشناس نوشته:

این شعر برا عباس یمینی شریف

پروین اعت...... نوشته:

گفت با جوجه مرعکی هوشیار که زه پهلوی من مرو به کنار
چون که بار دگر دراین تهران قهتی مرغ و جوجه هست عیان
چشم خود تا بهم زنی رفته ای توی دیگ زود پز پخته ای
تا بود برقرار این کمپود هست از به ما خطر موجود
.
.
.
جوجه گفتا که مادرم ترسوست بخیالش که ادمی لولوست
دو قدم دورتر شد از مادر جوجه دزدی درآمد از سنگر
..
.
مادرش ناله اش شنید از دور گفت ورپرده چشمت کور
تا بدانی که گفته مادر هست از هر سخن بهتر
درود بر جمیع شاعرها . و پدر و مادران داغ دار . اهواز

سعید نوشته:

دوستانی که این حاشیه را می خوانید لطف کرده به احترام خانم پروین اعتصامی این شعر را به نسل بعد ما ن سینه به سینه انتقال دهیم . دورود بر همگان

مصطفی عبدالهی نوشته:

عالی بود.

میاحیان نوشته:

با سلام و درود به تمام عزیزان . با تمام عزت و احترامی که به خانم پروین اعتصامی دارم این سروده با خط نستعلیق در کتاب فارسی کلاس سوم در سال ۱۳۴۸ از آقای عباس یمنی شریف چاپ شده و در حال حاضر بعد ۴۴سال آن را حفظم به این دلیل که مجبور به حفظ شعر بودیم .و چه زیبا بودند حفظیاتمان. اه از زمان از دست رفته

بهرام سجادیان نوشته:

چند روزی میشه این شعر فکر مرا مشغول کرده. درست موضوع نفوذ و خوش خط خالی ارباب آل سعود و تمام دولتهای دست نشانده منطقه افتادم . پیر حکیم و فرزانه مردم ایران حضرت آقا و مولای در دسترس شیعیان جهان سید علی چقدر هشیار و بیداره که قبل از شکل گیری هر توطعه ای مارا هوشیار میسازد حفظهم الله.

فروغ نوشته:

سلام.
روانى کلام و فصاحت سعدى‌وار شعر، نشان ا ن است که بایست از ایرج میرزا باشد. مطمئناً از پروین نیست.

ناشناس نوشته:

این بیت را یباد دارم که مادر بزرگ مرحومم برای من می خواند
پنجه اش رفت تا گلوگاهم
من چنین دوست را نمی خواهم

کانال رسمی گنجور در تلگرام