گنجور

شنیدن عاشق سخن معشوق را

 
اوحدی
اوحدی » منطق‌العشاق
 

چو آمد نامه‌ی معشوق چالاک

به عاشق، گفت آن مهجور غمناک

غنوده بخت شد بیدار ما را

مشرف کرد خواهد یار ما را

طرب پیوند خواهد کرد با دل

روا گشت آنچه میجست از خدا دل

خنک دردی که درمانی پذیرد!

خوشا کاری که سامانی پذیرد!

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.