گنجور

آغاز ده نامه

 
اوحدی
اوحدی » منطق‌العشاق
 

شنیدم کز هوسناکان جوانی

به ناگه فتنه شد بر دلستانی

رخش زرد و تنش باریک میشد

جهان بر چشم او تاریک میشد

شبی بیدار بود، از عشق نالان

پریشان گشته چون آشفته حالان

دلش را آتش سودا برآشفت

چو آتش تیزتر شد باد را گفت:

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.