گنجور

غزل

 
اوحدی
اوحدی » منطق‌العشاق
 

همان سنگین دل نامهربانم

که در شوخی به عالم داستانم

دل من مهر او جوید که خواهم

لبم احوال او گوید که دانم

اگر خواهم که جان به خشم توان زود

و گر خواهم که دل دزدم توانم

ترا با من چه کار؟ ار دل فریبم

ترا از من چه سود؟ ار مهربانم

دل و جان گر بمن بخشند شاید

که دل را چون تن و تن را چو جانم

مرا بد مهر می‌خوانی و اینم

مرا دلسوز می‌دانی و آنم

اگر جان می‌نهی در آستینم

و گر سر میزنی بر آستانم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

طغرل طهماسبی نوشته:

لطفاً بیت سوم بدین صورت تصحیح گردد:

اگر خواهم که جان بخشم توان زود

و گر خواهم که دل دزدم، توانم

ویرایش جدید ساغر