گنجور

رباعیات

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » رباعیات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع در دست تو دستوانه از مشک طراز مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ز» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | چ | د | ر | ز | ش | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

رباعی شماره ۱: چون یاد کنم طبع طربناک ترا

رباعی شماره ۲: گر آدمیی دور شو از دمدمها

ب

رباعی شماره ۳: هستیم به امید تو چون دوش امشب

ت

رباعی شماره ۴: ای میل دل من به جهان سوی لبت

رباعی شماره ۵: شمع از سر خود گذشت و آزاد بسوخت

رباعی شماره ۶: گر راست روی محرم جان سازندت

رباعی شماره ۷: در کارگه غیب چو نقاش نخست

رباعی شماره ۸: این فرع که دیدی همه از اصلی خاست

رباعی شماره ۹: دلدار مرا در غم و اندوه بکاست

رباعی شماره ۱۰: قدش به درخت سرو می‌ماند راست

رباعی شماره ۱۱: با روی تو آفتاب صافی تیره است

رباعی شماره ۱۲: جانا، تو به حسن اگر نلافی پیداست

رباعی شماره ۱۳: کی دست رسد بدان بلندی که تراست

رباعی شماره ۱۴: جانا، سر زلف تو پراگنده چراست

رباعی شماره ۱۵: یارب، تو بدین قوت سهلی که مراست

رباعی شماره ۱۶: ای دوست، کنون که بوی گل حامی ماست

رباعی شماره ۱۷: خال تو به هر حال پسندیدهٔ ماست

رباعی شماره ۱۸: از لعل تو کام دل و جان نتوان خواست

رباعی شماره ۱۹: در سینه ز دست دل جگر تابیهاست

رباعی شماره ۲۰: غافل مشو، ای دل، که نیازم با تست

رباعی شماره ۲۱: خالی که به شیوه پای بست لب تست

رباعی شماره ۲۲: اوحد، دیدی که هرچه دیدی هیچست

رباعی شماره ۲۳: آتش تپش از جان به تابم بردست

رباعی شماره ۲۴: ای بوده مرا ز جسم و جان هیچ به دست

رباعی شماره ۲۵: زلفت، که چو حلقهٔ کمند افتادست

رباعی شماره ۲۶: حسنی که تو، ای نگار، داری بردست

رباعی شماره ۲۷: ابر آن نکند که این جلب زن کردست

رباعی شماره ۲۸: شاهی ز غلام خویش یاد آوردست

رباعی شماره ۲۹: کس لاف غم تو، ای پریوش، نزدست

رباعی شماره ۳۰: رنگی ز رخ چو لاله زارم بفرست

رباعی شماره ۳۱: زلف تو، اگر فزود، اگر کاست خوشست

رباعی شماره ۳۲: بر سبزه نشست می‌پرستان چه خوشست

رباعی شماره ۳۳: ما را تو چنین ز دل بر آری نیکست

رباعی شماره ۳۴: بر گوشهٔ چشم تو، که شوخ و شنگست

رباعی شماره ۳۵: دل بندهٔ بوی عنبر آمیز گلست

رباعی شماره ۳۶: رویت، که به خوبی گل خندان منست

رباعی شماره ۳۷: جانا، دلم از فراق رویت خونست

رباعی شماره ۳۸: زلفت چو شب و چهره چو روزی نیکوست

رباعی شماره ۳۹: مقصود ز هر حدیث و هر زمزمه اوست

رباعی شماره ۴۰: ای آنکه ترا قوت هر بیشی هست

رباعی شماره ۴۱: با ما دمش ار به مهر یکتاست بهست

رباعی شماره ۴۲: دلدار چو در سینه دل نرم نداشت

رباعی شماره ۴۳: ای طلعت نور گسترت به در بهشت

رباعی شماره ۴۴: باد سحری چو غنچه را لب بشکافت

رباعی شماره ۴۵: دل در غم او بکاست، می‌باید گفت

رباعی شماره ۴۶: با یار ز نیک و بد نمی‌باید گفت

رباعی شماره ۴۷: شد درد بر پای فلک فرسایت

چ

رباعی شماره ۴۸: ای پیش تو ماه تا به ماهی همه هیچ

رباعی شماره ۴۹: بنمود بمن یار میان، یعنی هیچ

د

رباعی شماره ۵۰: دل بندهٔ بند سنبل پست تو باد

رباعی شماره ۵۱: صد را، رخت از هیچ الم زرد مباد

رباعی شماره ۵۲: شمع از دل سوزنده خبر خواهد داد

رباعی شماره ۵۳: گل را، که صبا، مرغ‌صفت بال گشاد

رباعی شماره ۵۴: خورشید که خاک ازو چو زر میگردد

رباعی شماره ۵۵: بر نطع تو اسب شیرکاری گردد

رباعی شماره ۵۶: شطرنج تو ما را به شط رنج سپرد

رباعی شماره ۵۷: هر کس که ز کبر و عجب باری دارد

رباعی شماره ۵۸: دستارچه حسنی و جمالی دارد

رباعی شماره ۵۹: آن مه، که ز شعر زلف ذیلی دارد

رباعی شماره ۶۰: ای ماه، غمت جامهٔ دل در خون برد

رباعی شماره ۶۱: گل گفت: مهل، که باد بویم ببرد

رباعی شماره ۶۲: گل شرم چمن به هیچ رویی نبرد

رباعی شماره ۶۳: ما پرتو جوهر روانیم و خرد

رباعی شماره ۶۴: خالت که به شیوه کار ده گیسو کرد

رباعی شماره ۶۵: زلف تو، که صد سینه ز دل خالی کرد

رباعی شماره ۶۶: در باغ شدی، سر و سر افشانی کرد

رباعی شماره ۶۷: بر ما ستم او چه گذرها که نکرد

رباعی شماره ۶۸: خالی که رخ تو آشکارش پرورد

رباعی شماره ۶۹: گل بار دگر لاف صفا خواهد زد

رباعی شماره ۷۰: خال زنخت تیر گناه اندازد

رباعی شماره ۷۱: کی ماه به حسن چون تو والا باشد

رباعی شماره ۷۲: مشنو تو که: گل بی‌سر خاری باشد

رباعی شماره ۷۳: تا کی دلم از تو در بلایی باشد

رباعی شماره ۷۴: زلف تو ز بالای تو مهجور نشد

رباعی شماره ۷۵: لب نیست که از مراغه پر خنده نشد

رباعی شماره ۷۶: صافی چو ترا دید روان می‌نالد

رباعی شماره ۷۷: لعلت که پر از گوهر ناسفت آمد

رباعی شماره ۷۸: از نوش جهان نصیب من نیش آمد

رباعی شماره ۷۹: مه روی ترا ز مهر مه میداند

رباعی شماره ۸۰: صدرا، دل دشمن تو در درد بماند

رباعی شماره ۸۱: دلها همه از شرح جمالت مستند

رباعی شماره ۸۲: اقبال تمام پاک دینان دارند

رباعی شماره ۸۳: از مشک سیه سه خال کت بر سمنند

رباعی شماره ۸۴: گندم گونی که همچو کاهم بربود

رباعی شماره ۸۵: یارب! نه دلم بستهٔ غمهای تو بود

رباعی شماره ۸۶: هر چیز که در دو کون جز روی تو بود

رباعی شماره ۸۷: گل کاب صفا بر رخ مهوش زده بود

رباعی شماره ۸۸: شد در پی اوباش چو ننگیش نبود

رباعی شماره ۸۹: افسوس! که در عمر درازیم نبود

رباعی شماره ۹۰: از دست تو راضیم به آزردن خود

رباعی شماره ۹۱: آن خود که بود که در تو واله نشود

رباعی شماره ۹۲: جان از سر زلف دلپذیریت نرهد

رباعی شماره ۹۳: چون خیل غم تو در دل ریش آید

رباعی شماره ۹۴: دستارچه را دست تو در می‌باید

رباعی شماره ۹۵: زر در قدمت ریزم و حیفم ناید

رباعی شماره ۹۶: یارب، جبروت پادشاهیت که دید

رباعی شماره ۹۷: یاران، خرد خوار و خجل نیست پدید

ر

رباعی شماره ۹۸: ای ماه، ز پیوستن من عار مدار

رباعی شماره ۹۹: دشمن گرو وصل ز من برد آخر

رباعی شماره ۱۰۰: ماهی، که بسوخت زهره چنگش بر سر

رباعی شماره ۱۰۱: دست به نگار تو مرا کشت دگر

رباعی شماره ۱۰۲: آن زلف چو نافهٔ تتاری بنگر

رباعی شماره ۱۰۳: ای کرده مهندسانت از ساز سپهر

ز

رباعی شماره ۱۰۴: چون دوستی روی تو ورزم به نیاز

رباعی شماره ۱۰۵: کردند دگر نگاربندان از ناز

رباعی شماره ۱۰۶: گر جور کنی نیاورم دل ز تو باز

رباعی شماره ۱۰۷: بس شب که به روز بردم، ای شمع طراز

رباعی شماره ۱۰۸: رفتم بر آن شمع چگل مست امروز

رباعی شماره ۱۰۹: ای داده به بازی دل من، جان را نیز

ش

رباعی شماره ۱۱۰: در عالم کج نهاد پر پیچ و خمش

رباعی شماره ۱۱۱: زلفی، که به ناز و درد سر داشته‌ایش

رباعی شماره ۱۱۲: تن خاک تو گشت، رحمتی بر خواریش

ق

رباعی شماره ۱۱۳: چشم ار چه به خون شد ز غم هجر تو غرق

ک

رباعی شماره ۱۱۴: خالی داری بر لب چون قند، از مشک

گ

رباعی شماره ۱۱۵: اطراف چمن ز مشک بوییست به برگ

رباعی شماره ۱۱۶: ای بدر فلک گرفته از رای تو رنگ

رباعی شماره ۱۱۷: کرد از دل صافی برت این آب درنگ

ل

رباعی شماره ۱۱۸: من خاک درم، تو آفتابی، ای دل

رباعی شماره ۱۱۹: دیگر ز شراب شوق مستی، ای دل

رباعی شماره ۱۲۰: کم کن ز غمش فغان و مستی، ای دل

رباعی شماره ۱۲۱: ای کرده به خون دشمنان خارالعل

رباعی شماره ۱۲۲: ای ذکر تو بر زبان ساهی مشکل

رباعی شماره ۱۲۳: امروز که گشت باغ رنگین از گل

م

رباعی شماره ۱۲۴: ای چشم تو کرده بر دلم مدغم غم

رباعی شماره ۱۲۵: بر گل چو نسیم سحری سود قدم

رباعی شماره ۱۲۶: از ژاله چو لاله راست لل در کام

رباعی شماره ۱۲۷: نی بی‌تو مرا قرار باشد یک دم

رباعی شماره ۱۲۸: روزی شکن از زلف چو دالت ببرم

رباعی شماره ۱۲۹: دی باد صبا ز خاک بر داشت سرم

رباعی شماره ۱۳۰: گفتا که: به شیوه آبرویت ریزم

رباعی شماره ۱۳۱: خواهم که لب باده پرستت بوسم

رباعی شماره ۱۳۲: گفتم که: مکش مرا به غم، گفت: به چشم

رباعی شماره ۱۳۳: هر شب ز غمت به خون بگرید چشمم

رباعی شماره ۱۳۴: هر لحظه به آیین وفا رای کنم

رباعی شماره ۱۳۵: پیمانه بده، که مرد پیمانه منم

رباعی شماره ۱۳۶: تا کی ستم سپهر جافی بینم

رباعی شماره ۱۳۷: تا کی ز میان؟ کناره سویی گیریم

رباعی شماره ۱۳۸: ما پرتو عکس نور مشکات توییم

ن

رباعی شماره ۱۳۹: روی تو ز حسن لافها زد به جهان

رباعی شماره ۱۴۰: ای قاعدهٔ تو مشک در مو بستن

رباعی شماره ۱۴۱: پیش تو نشست و خاست نتوان کردن

رباعی شماره ۱۴۲: ای روی تو انگشت نمایی از حسن

رباعی شماره ۱۴۳: ساقی، بده آن باده، زبانم بشکن

رباعی شماره ۱۴۴: نی از تو گذر به هیچ حالی ممکن

رباعی شماره ۱۴۵: هر دم لحد تنگ بگرید بر من

رباعی شماره ۱۴۶: ای مهر تو از جهان پذیرفتهٔ من

رباعی شماره ۱۴۷: روی من و خاک سر کویت پس ازین

رباعی شماره ۱۴۸: ای شیخ، گران جان چو تنندی منشین

و

رباعی شماره ۱۴۹: ای خرمن ماه خوشه‌چین رخ تو

رباعی شماره ۱۵۰: دل کیست؟ که او طلب کند یاری تو

رباعی شماره ۱۵۱: ما را به سرای وصل خویش آری تو

رباعی شماره ۱۵۲: ای گشتهٔ تن من چو خیالی بی‌تو

رباعی شماره ۱۵۳: یک روز دیار یار بگذارم و رو

رباعی شماره ۱۵۴: خالی،که لبت همی بباراید ازو

رباعی شماره ۱۵۵: گفتم: دلت ار با من شیداست بگو

ه

رباعی شماره ۱۵۶: در زیر دو ابروی کژت پیوسته

رباعی شماره ۱۵۷: ای راه خلل ز چار قسمت بسته

رباعی شماره ۱۵۸: ای تن، دل خود به روی چون ماهش ده

رباعی شماره ۱۵۹: ای چرخ ز مهر زیر میغت برده

رباعی شماره ۱۶۰: ای خط تو گرد لاله وشم آورده

رباعی شماره ۱۶۱: داریم ز قدت گلها راست همه

رباعی شماره ۱۶۲: یک شهر بجست و جوی آن دوست همه

رباعی شماره ۱۶۳: چون دوست نماند دل و جانیم همه

رباعی شماره ۱۶۴: ای لاف زنان را همه بویی ز تو نه

ی

رباعی شماره ۱۶۵: آب ار چه به هر گوشه کند جنبش و رای

رباعی شماره ۱۶۶: بر برگ گل آن سه خال کانداخته‌ای

رباعی شماره ۱۶۷: آن درد، که با پای تو کرد آن چستی

رباعی شماره ۱۶۸: در عشق تو از سر بنهادم هستی

رباعی شماره ۱۶۹: تا با خودی، ای خواجه، خدا چون گردی

رباعی شماره ۱۷۰: اقبال سعادت به ازینت بودی

رباعی شماره ۱۷۱: یارا، گر از آن شربت شافی داری

رباعی شماره ۱۷۲: آن زلف،که دارد از تو برخورداری

رباعی شماره ۱۷۳: گه وسمه بر ابروی سیاه اندازی

رباعی شماره ۱۷۴: ترسم رسد از من به تو آهی روزی

رباعی شماره ۱۷۵: تا کی به غم، ای دل، خوی حسرت ریزی

رباعی شماره ۱۷۶: ای خاک تو آب سبزه زار صافی

رباعی شماره ۱۷۷: بد خلق مباش، کز خوش و امانی

رباعی شماره ۱۷۸: تا چند گریزم و به نازم خوانی

رباعی شماره ۱۷۹: صد سال سر خویشتن ار حلق کنی

رباعی شماره ۱۸۰: گر مرد رهی، تو چند بیراه روی

رباعی شماره ۱۸۱: روزی به سرای وصل راهم ندهی

رباعی شماره ۱۸۲: در صورت آدم ار فرشتست تویی

رباعی شماره ۱۸۳: دم با تو زنم، که یار دیرینه تویی

رباعی شماره ۱۸۴: گفتم که: لبت، گفت: شکر می‌گویی