گنجور

غزل شمارهٔ ۸۷۸

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای در دل من چو جان کجایی؟

وی از نظرم نهان کجایی؟

کردی ز برم کناره چونی؟

رفتی بدر از میان کجایی؟

پیش آمدی از زمین چه چیزی؟

بگذشتی از آسمان کجایی؟

گفتی که: من از جهان برونم

ای از تو پر این جهان، کجایی؟

در هیچ مکان نه‌ای و بی‌تو

نادیده کسی مکان، کجایی؟

آن چیز که گفتم آن نباشی

آن عین تو بد، تو آن کجایی؟

در هر چیزی نشانی از تست

وانگاه تو بی‌نشان کجایی؟

از ما تو اثر نمی‌گذاری

ما بر اثرت دوان، کجایی؟

هستیت یقین شد اوحدی را

ای بی‌تو یقین گمان، کجایی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام