گنجور

غزل شمارهٔ ۸۳

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست

دوست میدارد، ولیکن زهرهٔ گفتن کراست؟

روی او در حسن چون ما هست، می‌گویم تمام

قد او در لطف چون سروست، بنمودیم راست

گر زبان در کام من شیرین شود چون نام او

بر زبانم رانم، سرم در معرض اندیشهاست

ای زبان، بگذر، که نام پاک او از بس شرف

در ضمیرم گر بگردد، هم نپندارم رواست

اوحدی گر مهر او ورزی،بنه گردن به جور

بیدقی را زودتر باید زدن کوشاه خواست

عاشق و درویشی اینجا، در دعا و صبر کوش

چارهٔ عاشق صبوری، کار درویشان دعاست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کاظم ایاصوفی نوشته:

مصراع اول بیت دوم ماه است باید نوشته شود
مصراع دوم بیت سوم زبان باید باشد نه ربانم

کانال رسمی گنجور در تلگرام