گنجور

غزل شمارهٔ ۸۰

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

این همه پروانها، سوخته از چپ و راست

شمع شب ما بود، راه شبستان کجاست؟

شحنه اگر دوست بود، این همه بیداد چیست؟

وین همه آشوب چه؟ گر ملک از شهر ماست

چون نپسندد جفا نرگس سرمست یار؟

کز قبل او ستم وز طرف ما رضاست

دلبر اگر می‌کند گوش به فریاد ما

زین ستم و داوری داد نخواهیم خواست

مطرب مجلس بگفت از لب او نکته‌ای

هوش حریفان ببرد، شور ز مستان بخاست

جمله به یاد رخش خرقه در انداختند

گر چه ازان خرقها پیرهن ما قباست

در شب دیجور غم پرتو شمعی چنین

چون همه عالم گرفت؟ گرنه ز نور خداست

گفت: به خاک درم چون گذری سر بنه

من نتوانم نهاد سر، مگر آنجا که پاست

گر قدمی مینهد بر سر بیمار عشق

آن کرم و لطف را عذر چه دانیم خواست؟

جنس من و نقد من در سر او رفت، لیک

جنس ارادت فزود، نقد محبت بکاست

اوحدی، ار زانکه دوش از تو دلی برده‌اند

در پی او غم مخور، کان که ببرد آشناست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

موسوی فاخر نوشته:

با سلام در بیت ۱ مص اول و بیت۶ مص دوم پروانه ها و خرقه ها روی هم نوشته شده است. ها غیر ملفوظ است.

محمدکاظم احمدی نوشته:

سلام. در مصرع اول از بیت اول علاوه یر این که “ها ” باید از پروانه جدا نوشته شود ، “و” بین چپ و راست شکستگی و سنگینی وزن ایجاد کرده است و بهتر است این مصرع اینگونه اصلاح شود : “این همه پروانه ها ، سوخته از چپ به راست “

کانال رسمی گنجور در تلگرام