گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱۰

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خیز و کار رفتنت را ساز ده

همرهان خویش را آواز ده

مرغ گل را در زمین پوشیده‌دار

مرغ دل را در فلک پرواز ده

گر گمان داری ز معنی‌دان بپرس

ور کمان داری به تیر انداز ده

چون شوی واقف ز راز آن طرف

مژده‌ای در گوش اهل راز ده

ور بخواهی نیز کردن یاد ما

هم به یاد آن بت طناز ده

کس نپردازد سخن چون اوحدی

گوش با قول سخن پرداز ده

عشق را آغاز و انجامی نبود

ساقیا، این جامم از آغاز ده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام