گنجور

غزل شمارهٔ ۶۷۹

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گل در قرق عرق کند از شرم روی تو

صافی به کوچها دود از جستجوی تو

در شانه دید موی تو صافی و زان زمان

برسینه سنگ می‌زند از شوق موی تو

بر پای سرو و بید نهد روی هر نفس

صافی ز حسرت و هوس قد و روی تو

مشکین کند کنار و لبش هر به مدتی

آن باد مشک بیز که اید ز سوی تو

صافی به جای آب روانها کند نثار

بر دست آنکه آب زند خاک کوی تو

دستش به جان نمی‌رسد، ار نی به جای آب

می‌کرد جان خویشتن اندر گلوی تو

روزی بنه به خوردن می‌پای در قرق

تا ما به سر کشیم چو صافی کدوی تو

کی کردمی من از لب صافی حدیث؟ اگر

وقتی برو دهان ننهادی سبوی تو

تو در مراغه فارغ و صوفی به نوبهار

در خاک و خون مراغه‌زنان ز آرزوی تو

بر ما تو بسته در چو قرق سال و ماه و ما

سر در جهان نهاده چو صافی به بوی تو

صافی ز سنگ تفرقه فریاد می‌کند

مانند اوحدی، که بنالد ز خوی تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی لاهیجانی نوشته:

آن باد مشک بیز که *آید* ز سوی تو

علی لاهیجانی نوشته:

شعر عجیبیه…
تقریبا تو همه بیت‌هاش «صافی» هست. این صافی کیه یا چیه؟ قرق؟ مراغه؟ من که چیزی نفهمیدم.

امین کیخا نوشته:

صافی ادم ساده دل و پاک باشد
مراغه غلتیدن می باشد مثلا ایشان بی خاک مراغه می کنند یعنی بی اب شنا می کنند و بی ساز می رقصند
قرق جایگاهی است که کسان نتوانند وارد ان گردند

امین کیخا نوشته:

مراغه به معنی غلتیدن عربی است اما در فرهنگ های عربی نمی باشد زیرا از برساخته های ایرانیان است و به این معنی از دیگر باب ها عربی ان وجود دارد اما مراغه که نام شهری در اذربایجان است و شهر مهمی در تاریخ بوده است یکی اینکه یک نپایشگاه ( رصد خانه) داشته مدتی مرکز فرمان دهی هولاکو خان بوده است و خود اوحدی و کسی بنام نازکی مراغه ای زباناوران ان دیار بوده اند

امین کیخا نوشته:

بیختن هم معنی افشاندن میدهد در مشک بیز مثلا و هم معنی الک کردن و غربال و کردن به لری لغت بد بیز هنوز کاربرد دارد یعنی کسی که سلیقه خوراکی بدی دارد و بد گزین است که می دانیم گزیدن با غربال کردن که نوعی گزیدن است پیوند دارد

امین کیخا نوشته:

علی جان بیزنده را هم از بر کن یعنی فیلتر

محمد وفاپور نوشته:

من اهل مراغ هستم و مقبره اوحدی مراغه ای همینجاست. تاریخ مراغه هم بسیار بلند است.
از وسط شهر تاریخی مراغه رودی میگذرد به اسم “صوفی چای” که کلمه ی چای در ترکی یعنی رودخانه.
شاید کلمه صافی و صوفی اشاره به این رودخانه باشد.
ضمنا جناب امین کیخا فرمودند رصدخانه که به هیچ عنوان نیایشگاه نبوده. ما اینجا معبد مهر داریم که نیایشگاه بوده.

کانال رسمی گنجور در تلگرام