گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۷

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سهل باشد روزه از نانی و آبی داشتن

روزه از روی چنان باشد عذابی داشتن

سوختم از روزهٔ هجرانش، اندر عید وصل

هم به می باید حریفان را شرابی داشتن

ایکه خوابت میبرد، بنشین، که با هم راست نیست

میل خوبان کردن و در دیده خوابی داشتن

از غم او گر بگریی باز پوشان چشم‌تر

گر نمی‌یاری چو مادر آفتابی داشتن

آنکه ما را عیب می‌گوید درین آشفتگی

پیش آن رویش نمی‌باید نقابی داشتن

اوحدی، گر عشق می‌ورزی ز سور دل منال

لازمت باشد درین آتش کبابی داشتن

گر همی‌خواهی که چون چنگت نوازد،واجبست

گوش پیش گوشمالش چون ربابی داشتن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام