گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۳

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کیست آن مه؟ که می‌رود نازان

عاشقان در پیش سراندازان

پای وصلش ز سوی ما کوتاه

دست هجرش به جان ما یازان

حلقهای دو زلف چون رسنش

چنبر گردن سر افرازان

بر سر چار سوی دل مشهور

کمر او ز کیسه پردازان

در خم زلف او زبون دلها

چون کبوتر به چنگل بازان

می‌دواند میان لشکرگاه

از چپ و راست همچو طنازان

دست در دامنش زنم روزی

بر در بارگه چو سربازان

بوسه‌ای خواهمش، و گر ندهد

بستانم به دولت غازان

اوحدی، دل مده به غمزهٔ او

کشکارا کنند غمازان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام