گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۴

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن پرده برانداز، که ما نور پرستیم

مستور چرایی؟ چو نه مستورپرستیم

غیری اگر آن روی به دوری بپرستید

ما صبر نداریم که از دور پرستیم

خلق از هوس حور طلب گار بهشتند

وانگاه بهشتی تو، که ما حور پرستیم

ما را غرض از دیدن خوبان صفت تست

گر بهر تجلی بود، ار طور پرستیم

روشن به چراغی شده هر خانه که بینی

ما نور تو بینیم و همان نور پرستیم

زان خرمگسان دور، که ما نوش لبت را

زنار فرو بسته چو زنبور پرستیم

کوته نظران روی به گلزار نهادند

ماییم که آن نرگس مخمور پرستیم

با هجر تو ممکن نشد اندیشهٔ شادی

کین ماتم از آن نیست که ما سور پرستیم

اصحاب ضلال از بت و از خشت چه بینند؟

در صدر نشین، تا بت مشهور پرستیم

گر کفر بود کشتن نفسی، به حقیقت

ما نفس کشان کافر کافور پرستیم

امروز که گشت اوحدی از هجر تو رنجور

بیرون نتوان رفت، که رنجور پرستیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام