گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۰

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما تا جمال آن رخ گلرنگ دیده‌ایم

همچون دهان او دل خود تنگ دیده‌ایم

بیرون شد اختیار دل و دین ز چنگ ما

تا ساغر شراب و دف و چنگ دیده‌ایم

آن دل، که دلبران جهانش نیافتند

زان زلفهای تافته آونگ دیده‌ایم

چنگ حسود ما چه گریبان که پاره کرد

زین دامن مراد که در چنگ دیده‌ایم

فرسنگ را شمار جدا کن ز راه ما

زیرا که راه او نه به فرسنگ دیده‌ایم

راهی که نیست بر در او، سهو یافته

پایی که نیست بر پی او، لنگ دیده‌ایم

از قول اوحدی منگر، کین ترانها

یکسر درین نوای خوش آهنگ دیده‌ایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام