گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۶

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا کی به در تو سوکوار آیم؟

در کوی تو مستمند و زار آیم؟

گر کار مرا تو غم رسی روزی

غم نیست، که عاقبت به کار آیم

وقتی که ز کشتگان خود پرسی

اول منم آنکه در شمار آیم

چون دست برآوری به خون ریزی

هم من باشم که: پایدار آیم

روزی اگرم تو یار خود خوانی

دانم به یقین که: بختیار آیم

هم پیش تو بگذرم به دزدیده

گر نتوانم که آشکار آیم

مگذار مرا چو اوحدی تنها

زنهار! که من به زینهار آیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام