گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۵

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دی ره می‌خانه باز یافته بودم

کار طرب را بساز یافته بودم

جمله به می‌دادم و به مطرب و ساقی

هر چه به عمری دراز یافته بودم

آنچه نه عشق تو بود و رندی و مستی

عین دروغ و مجاز یافته بودم

راه دل رازدار بسته زبان را

در حرم اهل راز یافته بودم

نه پدر و چار مادر و سه پسر را

پیش خود اندر نماز یافته بودم

با همه پستی بلند همت خود را

از دو جهان بی‌نیاز یافته بودم

سایهٔ دربان نگشت زحمت راهم

زانکه ز سلطان جواز یافته بودم

هر هوس و آرزو، که بود دلم را

در رخ آن دلنواز یافته بودم

در نظر اوحدی ز راه حقیقت

نه در افلاک باز یافته بودم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام