گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۲

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مدتی من به کار خود بودم

با خود و روزگار خود بودم

صورتی چند نقش می‌بستم

گر چه صورت نگار خود بودم

به دیدار کسان شدم ناگاه

گر چه هم در دیار خود بودم

بدر هر حصار می‌گشتم

نه که من در حصار خود بودم؟

سالها یار،یار، می‌گفتم

خود به تحقیق یار خود بودم

یک شبم یار در کنار کشید

روز شد، در کنار خود بودم

اوحدی پیش من حجاب نشد

زانکه خود پرده‌دار خود بودم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام