گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیا

غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا

سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد

گر زیانست درین آمدن از سود، بیا

مایهٔ راحت و آسایش دل بودی تو

تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا

ز اشتیاق تو در افتاد به جانم آتش

وز فراق تو در آمد به سرم دود، بیا

ریختم در طلبت هر چه دلم داشت، مرو

باختم در هوست هر چه مرا بود، بیا

گر ز بهر دل دشمن نکنی چارهٔ من

دشمنم بر دل بیچاره ببخشود، بیا

زود برگشتی و دیر آمده بودی به کفم

دیر گشت آمدنت، دیر مکش، زود بیا

کم شود مهر ز دوری دگران را لیکن

کم نشد مهر من از دوری و افزود، بیا

گر بپالودن خون دل من داری میل

اوحدی خون دل از دیده بپالود، بیا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

میل به عربی انحراف هم می شود به فارسی اما گرایش است . گرایند معنی احتمال می دهد اما .

حمید ضیایی نوشته:

دود دل

دل زهجر تو نیاسود بیا
بى وفائى ندهد سود بیا
هر چه کردیم غلط بود مرو
آنچه گفتیم خطا بود بیا
زود رفتى ز بَـرَم دیر مپاى
مُردم از هجر رخت زود بیا
دوریت اى زهمه خوبترم
شادیم بُرد و غم افزود بیا
با همه لطف و صفا اى گل ناز
نشده دل ز تو خشنـود بیا
برق عشقت زده بر خرمن دل
به فلک رفته زدل دود بـیا
زان زمانیکه جفا کار شدى
جان زدست تو بفرسود بیا
زهره ات با همه ناکامیها
به هوس دیده نیالود بیا

زنده یاد فاطمه مهدی زاده (زهره)

محمّد محمودی نوشته:

با عرض سلام و خسته نباشید و تشکّرِ فراوان از شما.
تنها شبهه ایی ست که بر حقیر حادث شده و آن؛ هنگامِ شنیدنِ تصنیفی ست از بانو «الهه». در این تصنیف؛ گوینده، برنامه را با چند بیتی از شاعرِ بزرگ و ستودنیِ قرنِ هشت «اوحدیِ مراغه ای» آغاز می کند و بیتِ سوّم از غزلِ شماره چهل و هشتِ غزلیّاتِ ایشان را چنین می خواند: «مایۀ راحت و آسایش دل بود رُخت|تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا» در حالی که در این پایگاه؛ بجایِ کلمۀ «رخت»؛ «بودی تو» آورده شده.همچنین نیز در غزلِ شماره ۱۰۴ و در بیتِ اوّل؛ مصرعِ دوّم؛ «جانی زبون چه چاره کند با سه چار مست؟» را «جانِ زبون چه چاره کند با سه چار مست؟» بیان می کند.
به حقیر بفرمایید که درتفاوتِ نسخه ها ؛ ما کدام را باید معتبرتر و مطمئن تر بدانیم.از آنجایی که حقیر هر روزه با «اشعار» سروکار دارم و جزوِ لاینفکِّ عمر من است؛ در چنین مواردی برایِ قاطعیّتِ کلمه چه باید کرد؟ از آنجایی که دیوانِ «حافظ»بزرگ؛ براساس نسخه ی قزوینی ست و ما خیالمان راحت و البته معتبرتر. بنابراین تطبیقِ دیوانِ این شاعر چگونه صورت گرفته است؟ لطفاً حقیر را از این سردرگمی خلاص فرمایید.سپاسِ بی نهایت از شما بزرگواران.

کانال رسمی گنجور در تلگرام