گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چو آشفته دیدی که شد کار ما

نگشتی دگر گرد بازار ما

میزار ما را، که کار خطاست

دلیری نمودن به آزار ما

به فریاد ما گر چنین می‌رسی

به گردون رسد نالهٔ زار ما

دل ما ننالیدی از چشم تو

اگر جور کردی به مقدار ما

بجز ما نخواهد خریدن کسی

متاعی که بستی تو در بار ما

چه خسبی؟ که شبهای تاریک خواب

نیامد درین چشم بیدار ما

مریز اوحدی را نمک بر جگر

که شوریده او می‌کند کار ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید نوشته:

مصرع اول بیت دوم، واژه “میزار” نام ستاره ای است و با توجه به معنی غزل به نظر میرسد ، صورت صحیح کلمه باید “میازار” باشد
پس صحیح “میازار”

کانال رسمی گنجور در تلگرام