گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۶

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از باده در فصل خزان افتان و خیزان نیک‌تر

ور یار دلداری دهد خود چون بود زان نیک‌تر؟

شد باغ پرینگی دگر، هر برگی از رنگی دگر

در زیرش آونگی دگر از لعل و مرجان نیک‌تر

صرصر غبار انگیخته، در شاخسار آویخته

بر ما نثاری ریخته، از صد زرافشان نیک‌تر

شاخ رزان،در گشت رز، پوشیده رنگارنگ خز

هر گوشه شادروانی از تخت سلیمان نیک‌تر

بر شاخساران سور بین، و آن سیبها چون نور بین

سیبی به چشم دور بین، از روی جانان نیک‌تر

فصلی چنین، می‌خواه، می، برکش نوای چنگ ونی

ور گم توانی کرد پی، گم کن، که پنهان نیک‌تر

بی‌اوحدی مستی مکن، با نیستان هستی مکن

چندین سبک دستی مکن، ای وصلت از جان نیک‌تر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام