گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۳

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مگذر، ای ساربان، ز منزل یار

تا دمی در غمش بگریم زار

از برای کدام روز بود؟

اشک خونین و دیدهٔ‌خونبار

گر قیامت کنیم، شاید، از آنک

با قیامت فتادمان دیدار

پار با دوست بوده‌ایم این جا

آه ازین پیش دوست بودن پار!

ساقی، از جام باده‌ای داری

به چنین فرصتی بیا و بیار

مطرب، ار مانعی و عذری نیست

نفسی وقت عاشقان خوش دار

غزلی ز اوحدی گرت یادست

بر منش خوان به یاد آن دلدار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام