گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلم در دام عشق افتاد هیلا

فتاده هر چه بادا باد هیلا

چو دل را در غمش فریادرس نیست

مرا از دست دل فریاد هیلا

بر آب چشم من کشتی برانید

که توفان در جهان افتاد هیلا

بده ساقی، چو کشتی ساغر می

به یاد دجلهٔ بغداد هیلا

منم وامق، تویی عذرا وفا کن

تویی شیرین منم فرهاد، هیلا

ز اشک و سوز و آه من حذر کن

که بارانست و برق و باد هیلا

چو داد بیدلان دادی، نگارا

مکن بر جان من بیداد هیلا

گر از جور تو روزی پیش سلطان

چو مظلومان بخاهم داد هیلا

مگو از تلخ و شور، ای مطرب، امروز

که خسرو دل به شیرین داد هیلا

ز قول اوحدی بر بیدلان خوان

غزلهایی که داری یاد هیلا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن حیدرزاده نوشته:

در بیت ۸ بخواهم اصلاح شود .

کانال رسمی گنجور در تلگرام