گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۶

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند

به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند

پادشاهان ولایت چو به نخجیر روند

صید را گر چه بگیرند رها نیز کنند

نظری کن به من، ای دوست، که ارباب کرم

به ضعیفان نظر از بهر خدا نیز کنند

بوسه‌ای زان دهن تنگ بده، یا بفروش

کین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند

عاشقان را زبر خویش مران، تا بر تو

زر و سر هر دو ببازند و دعا نیز کنند

گر کند میل به خوبان دل من، عیب مکن

کین گناهیست که در شهر شما نیز کنند

بر زبان گر برود یاد منت باکی نیست

پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند

توختایی بچه‌ای، در تو خطا نیست عجب

کانچه بر راه صوابند خطا نیز کنند

اوحدی، گر نکند یار ز ما یاد، مرنج

ما که باشیم که اندیشهٔ ما نیز کنند؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

عین همین شعر -با اندک تفاوتی در کلمات- در غزلیات سعدی هم هست. شعرهای مشابه را ببینید.

مسیح نوشته:

این شعر برای سعدیست

سراج نوشته:

این بیت استقبال اوحدی ازاستاد سخن سعدی می باشد…

کانال رسمی گنجور در تلگرام