گنجور

غزل شمارهٔ ۳

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر تو طالب عشقی، غم دمادمست اینجا

ور نشانه می‌پرسی، رشته سر گمست اینجا

چون درین مقام آیی گوش کن که: در راهت

ز آب چشم مظلومان چاه زمزمست اینجا

چیست جرم ما؟ گویی کز حریف ناهمتا

هر کجا که بنشینی گو کژدمست اینجا

جو فروش مفتی را از نماز و از روزه

رنگ چهرهٔ کاهی بهر گندمست اینجا

گر حریف مایی تو، ما و کنج می‌خانه

ور زعشق می‌پرسی، عشق در خمست اینجا

چونکه بنده فرمانی، پیش حاکم مطلق

سربنه، که هر ساعت صدتحکمست اینجا

همچو دیو بگریزی،چون زمردت پرسم

گر تو مردمی،بالله،خود چه مردمست اینجا

هم بسوزدت روزی، گرچه نیک خامی تو

کین تنور چون پر شد سنگ هیزمست اینجا

اوحدی، ترا از چه نان نمی‌فروشد کس؟

گرنه نام بوبکری با تو در قمت اینجا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

موضوع: غلط املایی

بیت : ۷

غلط: مردت ( با توجه به وزن شعر به نظز غلط می رسد.)

درست : ؟
شاید “مردمت” درست باشد. ( دیوان اوحدی را در دست رس ندارم).

مسعود نوشته:

بیت۳ مصرع دوم:
از نظر وزنی احتمالاً “که “دراین مصرع جا افتاده وصحیح این میباشد:هرکجا که بنشینی گو “که ” کژدمست اینجا
مصرع آخر هم با توجه به قافیه احتمالا اینگونه صحیح است:گرنه نام بوبکری با تو در “قمست “اینجا

امین کیخا نوشته:

بیت پیش از آخر از سنگ بودن هیزم سخن می گوید در قران یکبار آمده است که ای مردم از آتشی بشکوهید که هیزمش سنگ و آدمیزاده است .

میترا نوشته:

قمت به چه معنایی است در هیچ فرهنگی پیدا نکردم

همیشه بیدار نوشته:

میترا بانو همانطور که جناب مسعود نوشته:
گرنه نام بوبکری با تو در “قُمست “اینجا درست است.
“قمت” معنی ندارد و از نظر وزن و قافیه هم مشکل ساز میباشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام